نوشته های پیشین
مهر ۱۴۰۴
اسفند ۱۳۹۹
بهمن ۱۳۹۹
دی ۱۳۹۹
تیر ۱۳۹۷
فروردین ۱۳۹۷
اسفند ۱۳۹۶
بهمن ۱۳۹۶
آذر ۱۳۹۶
آبان ۱۳۹۶
آذر ۱۳۹۵
آبان ۱۳۹۵
مهر ۱۳۹۵
شهریور ۱۳۹۵
مرداد ۱۳۹۵
تیر ۱۳۹۵
اردیبهشت ۱۳۹۵
فروردین ۱۳۹۵
آذر ۱۳۹۴
آبان ۱۳۹۲
تیر ۱۳۹۲
خرداد ۱۳۹۲
آبان ۱۳۹۱
شهریور ۱۳۹۱
اردیبهشت ۱۳۹۱
دی ۱۳۸۹
دی ۱۳۸۸
آذر ۱۳۸۸
آبان ۱۳۸۸
مهر ۱۳۸۸
اردیبهشت ۱۳۸۸
فروردین ۱۳۸۸
اسفند ۱۳۸۷
بهمن ۱۳۸۷
اسفند ۱۳۹۹
بهمن ۱۳۹۹
دی ۱۳۹۹
تیر ۱۳۹۷
فروردین ۱۳۹۷
اسفند ۱۳۹۶
بهمن ۱۳۹۶
آذر ۱۳۹۶
آبان ۱۳۹۶
آذر ۱۳۹۵
آبان ۱۳۹۵
مهر ۱۳۹۵
شهریور ۱۳۹۵
مرداد ۱۳۹۵
تیر ۱۳۹۵
اردیبهشت ۱۳۹۵
فروردین ۱۳۹۵
آذر ۱۳۹۴
آبان ۱۳۹۲
تیر ۱۳۹۲
خرداد ۱۳۹۲
آبان ۱۳۹۱
شهریور ۱۳۹۱
اردیبهشت ۱۳۹۱
دی ۱۳۸۹
دی ۱۳۸۸
آذر ۱۳۸۸
آبان ۱۳۸۸
مهر ۱۳۸۸
اردیبهشت ۱۳۸۸
فروردین ۱۳۸۸
اسفند ۱۳۸۷
بهمن ۱۳۸۷
آرمانشهر (در زبانهای غربی utopia) برای نخستین بار توسط توماس مور در سال ۱۵۱۶ در کتابی به همان عنوان بکار گرفته شد. آرمانشهر نمادی از یک واقعیت آرمانی و بدون کاستی است. همچنین میتواند نمایانگر حقیقتی دست نیافتنی باشد. از افلاطون بهعنوان نخستین فیلسوف آرمانگرای اندیشهً غرب نام میبرند. درواقع آرمان شهر با مفهوم ایده افلاطون هماهنگی کامل دارد. این اندیشهٔ وی را میتوان در رساله جمهوریش یافت. در رساله جمهوری، افلاطون سیاست را به عرصههای گسترده تری همچون دولت و قانون اساسی بسط میدهد. افلاطون خطوط اصلی که برای سازماندهی یک شهر آرمانی لازم است را به تصویر میکشد. به همین سبب از وی بهعنوان بنیانگذار این اندیشه نام برده میشود.